45

دفتر نوام مبارک.

بارون میاد نم نم.

چرا از برنامه عقب ماندم؟ چون... رفتم گوگل کنم چه کاپشنی بخرم. هی من.... واتز رانگ ویت یو. قبلترشم نشستم ما نر و در به صحبت الکی.

44

خدایا چرا باید بترسم؟ از رفتن؟ هان؟

43

هی در

های

دیس ایز می. سها. ایم هیر. ای دو وری ول تودی.

my reading tpo36 become 30 out of 30.

I should work on my speaking.

42

hi there

i come back

last week there were lots of happening. why i feel sleepy today? I selpt about 6 hours. I know it should be more. tommorow i will wake up later, maybe around 6:15 oclock (instead of 5:45)

I love Andrew huberman, so i decided to begin my day with his speech on youtube. it is hard to go on, make them believe you are strong. now i want to shift to my writing assignment.

8-9 writing

9/5-11 speaking

11.15-12.15 reading

12.5-2 listening

thats it.

41

سلام علیکم

دیروز عصر تا امدم یک کوچولو درس بخونم خواهری پیام داد و غر شوهرشو زد. این مرد چقدر دروغگوئه. دلم می خواد بهش پیام بدم من برات ماله می کشم اما بس کن. بعد رفتم ورزش. ورزش دیروزو دوست داشتم. بعد مامان رضایت داد. یجوری با حالت عصبی گفتم. واقعا هم همین بود. هی برنامه های منو به هم می ریزن. این شد گفتم شنبه را اوکی کنه برا اومدنشون.

اما دیگه درس نخوندم. ورزش کردم بعدش. غذامو خوردم (بروکلی و چشم بلبلی) و بعدم صحبت با ممیز. اما خواب خوبی داشتم. تا همین شش و چهل و پنج خوابیدم.

امروز روز دکتره. 10-12 دندونپزشک. 12 تا هرچی دکتر ریه. بعدش اوپتومتریست.

بدم نمیاد ناهارو بپزم و ببرم. ماکارونی. 9 باید برم بیرون. اینجوری هشت باید شروع کنم آشپزی رو.

40

دیشب تا یک نذاشتن بخوابم. نر و در. دو تا بیشعور. کی تا حالا دیده طرف خوابه بالاسرش بشینید به حرف زدن؟ کارما یا خدا جواشون رو بده. موز هم ساعت پنج بیدار شده سحری بخوره که روزه بگیره. هیچی دیگه. منم شش و نیم پریدم از خواب. اینم خواب ما. صبح تمرکزم رفت. دیدم این چت جی پی تی بابت یک جمله نمره منو 18 داده، بعد دیدم گفته چک کن ببین جمله ایدامیک داره یا نه. هیچی دیگه رفتم سراغ پیدا کردن کتاب ایدومیک. بعد فهمیدم چقدر پرسنال اگزمپل دوست داره. حس اوریجنالیتی بهش می ده.

اما بعد رایتنگ خودمو ننوشتم. چی شد؟ یک متن رو شروع کردم. بعد گفتم نظر دو تا دانشجو رو ببینم بعد یک پاراگراف دوم و بعد پاراگراف سوم. آخرشم رها شد.

بعدن غرهای ابجی (الانم پیام داد) و تماس موز و ست کردن نوبت دکتر و اینها. ظهر ناهار و بعدم لالا. حالا اومدم سر درس. بگذریم.

6-7 راتینگ

7-8 اسپیکینگ

39

Is it too bad that i don't want to see anyone? to be more specific, i want to keep my routin these days because i love it. i like to get up 6 o'clock in the morning by my roomate alram ring, I like to make hot water while i am going to bath, i like to come to study room immidiately, i like to update my personal blog first and write a new essay afterwards. I like to go beneath the sky and take sunlight for a few moments. I like to have my breakfast and go to TV room to practice my speaking.

it is raining.

38

The idea that the effect of a drug in the human body is mediated by specific interactions of the drug molecule with biological macromolecules, (proteins or nucleic acids in most cases) led scientists to the conclusion that individual chemicals are required for the biological activity of the drug. This made for the beginning of the modern era in pharmacology, as pure chemicals, instead of crude extracts of medicinal plants, became the standard drugs. Examples of drug compounds isolated from crude preparations are morphine, the active agent in opium, and digoxin, a heart stimulant originating from Digitalis lanata. Organic chemistry also led to the synthesis of many of the natural products isolated from biological sources.

Historically, substances, whether crude extracts or purified chemicals, were screened for biological activity without knowledge of the biological target. Only after an active substance was identified was an effort made to identify the target. This approach is known as classical pharmacology, forward pharmacology,[10] or phenotypic drug discovery.[11]

سلام علیکم

امروز پنج اسفنده. تا آخر اردیبهشت آزمون بدم؟

هفته ای چهار تا TPO. ریدینگ و لیسنینگ. تمام

شنبه

  • 7-8.5 رایتینگ
  • 9-10.5اسپیکینگ
  • 10.45-12.15لیسنینگ
  • 12.5-2 ریدینگ
  • 2-4 استراحت
  • 4-6 تز
  • 6-8 حمام و شام
  • 8-10 تز

45 نوشتن + 45 تصحیح-کالوکیشن. رونویسی

یک ساعت آزمون. نیم ساعت کلمه

یک ساعت آزمون لیسنینگ. نیم ساعت گرامر

یک ربع شدوئینگ. یک ساعت و ربع اسپیکینگ

37

Cauliflower is the result of selective breeding and likely arose in the Mediterranean region, possibly from broccoli.[11]

Pliny the Elder included cyma among cultivated plants he described in Natural History: "Ex omnibus brassicae generibus suavissima est cyma"[12] ("Of all the varieties of cabbage the most pleasant-tasted is cyma").[13] Pliny's description likely refers to the flowering heads of an earlier cultivated variety of Brassica oleracea.[14]

In the Middle Ages, early forms of cauliflower were associated with the island of Cyprus, with the 12th- and 13th-century Arab botanists Ibn al-'Awwam and Ibn al-Baitar claiming its origin to be Cyprus.[15][16] This association continued into Western Europe, where cauliflowers were sometimes known as Cyprus colewort, and there was extensive trade in western Europe in cauliflower seeds from Cyprus, under the French Lusignan rulers of the island, until well into the 16th century.[17]

It is thought to have been introduced into Italy from Cyprus or the east coast of the Mediterranean around 1490, and then spread to other European countries in the following centuries.[11]

François Pierre La Varenne employed chouxfleurs in Le cuisinier françois.[18] They were introduced to France from Genoa in the 16th century and are featured in Olivier de Serres' Théâtre de l'agriculture (1600), as cauli-fiori "as the Italians call it, which are still rather rare in France; they hold an honorable place in the garden because of their delicacy", [19] but they did not commonly appear on grand tables until the time of Louis XIV.[20] It was introduced to India in 1822 by the British.[21]

خب سلام علیکم. امروز با ممیز رفتیم پیاده روی رودمون

I experience a roller coaster of emotions.

از ماجرای گل خشک

تا چمی دونم پیتزا سیر و استیک باگت تو اندرزگو

میوه تو راه خوردیم و مغز و لذت بردیم.

در کل خوب بود.

بعدشم اومدم ظرف شستم و کمی زبان خوندم.

فردا ناهار همون مرغ به روش یوتیوب دارم با نون تافتون. یادم باشه هویج بخورم در طول روز.

صبحونه بازم نون پنیر خواهم داشت.

شامم تخم مرغ با اگه شد اسفناج. همین.

36

مواد لازم برای تهیه ماکارونی گیاهی

  • روغن زیتون یک چهارم فنجان
  • سیر سه حبه
  • پوره گوجه فرنگی 800 گرم
  • نمک به مقدار لازم
  • پونه کوهی خشک شده یک قاشق غذاخوری
  • پودر فلفل قرمز به مقدار لازم
  • جعفری تازه یک مشت
  • پودر پنیر پارمسان به مقدار لازم
  • پیاز زرد متوسط یک عدد
  • هویج ۲ عدد
  • آب گرم یا آب پخت ماکارونی نصف فنجان
  • فلفل سیاه به مقدار لازم
  • پودر پاپریکا یک قاشق چایخوری
  • ریحان تازه یک مشت
  • ماکارونی یک بسته

اوه دیروز روز بدی بود. شروعش که با ساعت کوک کردن نر بیدار شدم. چرا وقتی نمیخواین بیدار بشین ساعت کوک می کنید؟ حالا امروز هم که بیدار شدم برای روز چهارم، سعی کردم خونسردی مو حفظ کنم. سعی کنم یه نیم ساعت زودتر بخوابم یعنی ده برم برا مسواک و مو و ده و نیم بخوابم صبح اکی میشم.

دیروز صبح زابراه. تا ظهر فقط مطلب خوندم در مورد اینکه چجور قبل کوک بیدار نشیم که امروز مطمین شدم من با ساعت هم اتاقی بیدار میشم نه ناخودآگاه. بعد خانواده زنگ زدن. بعد ده رفتم حموم. بعد درگیر خرید پاک شدم. بعد ول معطلی ممیز. با این برنامه ریزی هاش. اینم بعد میگم. ماجرای اینکه میخواد منو با اتوبوس و مترو این ور اون ور ببره. منم عصبانی شدم. چرا سها؟ باید می ذاشتی میومد. در عوض گریه کردم. گریه قدرت ساز بود؟ نه. نمی دونم. بعد ناهار پختم. بعد عصر شد. با موز چایی زدیم. بعدم رفتم چفک و اینا خریدم رفتم با دختر عرب دیدن. بعدم لالا. اون وسطم رو لپ تاپم شیر ریخت. امروزم باید برم با مستر گشتن. بعدم با فرفری قشنگ دوچرخه سواری.

همین. ماکارونی ام هم خوب نشددد. ماکارونی گیاهیم. دستور بالایی نیست. با قارچ بود. فقط باید اول می گذاشتم قارچ سرخ بشود و بعد بهش پوره گوجه وسیر و ریحون را اضافه میکردم.

فعلا خدانگهدار.

۳۵

اعصابم خرد شد. دختر رفته ازمونوشه داده و خوب شده. بعد من؟ هیچی. فراموش نکن مشکل از نظمت نبوده و نیست. میبی یو ار نات کوایت از گود از شی ایز.

یو دونت کامپیر یورسلف.

34

نر میخواد ادامو در بیاره.😕

باهم برنامه ریختن.

33

فردوسی

  1. منسوب به فردوس، اهل فردوس (اهل بهشت) لقب شاعر نامدار و مشهور ایران حکیم بوالقاسم فردوسی طوسی متولد ۳۲۹ هجری قمری و وفات ۴۱۶ هجری قمری، از اهالی طوس خراسان.
  1. شاهنامه منظومه بزرگ فردوسی، نمایشنامه‌ گسترده‌ای است از زندگی پر ماجرای انسان از هبوط تا عروج و هدایتی است جمله آدمیان را از دوزخ تا بهشت که راهنمای آن فروغ ایزدی یعنی خرد است.

سلام

عارضم به خدمتتون باید این رسم بد صبح وبلاگ خوندن گنار بذارم. نمی دونم از حرف پریروز یازده شل کردم دیروزو، چون کثیف بودم (من یک روز درمیون حموم میرم زمستونا، اون روز وسط حس کثیفی دارم)، دیدم نر داره تست هلپر می زنه ریختم به هم، دو تا قهوه خوردم، یا در گفت این که همیشه اینجا هستش منو ریخت بهم (البته معلوم نیست منظورش من بودم، شاید منظورش بندکس بوده یا شایدم لگن)، اینکه شام جذاب نداشتم، تا خود یازده و بیست که رفتم بخوابم هیچ نکردم.

غذاها: صبحانه نون و خرما، ناهار برنج و مرغ، شام نمی دونم باز. بعد ورزشم هست.

دیروز به نتیجه رسیدم که بنده وظیفه باید مشخص کنم. بنابرین:

امروز

1. یک تسک رایتینگ چهل دقیقه

سه تا تسک اسپیکینگ یک ساعت و نیم

یک درس کالوکیشن و مرور قبلی ها نیم ساعت

یک درس رونویسی نیم ساعت

یک درس مروز گرامر نیم ساعت

سه تا تسک لیسنینگ نیم ساعت

دو تا تسک ریدینگ چهل دقیقه.

پنج ساعت می خواهد

2. مرور یک رساله

32

ایده مرکزی کتاب اضطراب منزلت بر این است که انسان‌ها در نتیجه کاپیتالیسم، دموکراسی و جامعه‌ای به ظاهر برابری طلب درگیر نوعی تنش به نام اضطراب منزلت شدند. اضطراب منزلت در کشورهای درگیر نابرابری درآمدی و شکاف طبقاتی عمیق‌تر، شایع تر است. اضطراب منزلت را می‌توان به عنوان تنش مداوم یا ترس از شناخته شدن به عنوان فردی ناموفق از لحاظ مادی توسط جامعه تعریف کرد. امروزه، همه افراد سعی بر این دارند که در طی نمودن نردبان اجتماعی گوی سبقت را از دیگران بربایند. از اثرات اضطراب منزلت می‌شود خرید آنی، مصرف منزلت‌گرا و غیره نام برد. نخبه‌گرایی علت اصلی اضطراب منزلت است. در جامعه نخبه‌گرا ادعا می‌شود فقط افراد مستعد و شایسته در راس نردبان اجتماعی قرار خواهند گرفت. دلهره، حسادت و بی‌مهری از دیگر دلایل اضطراب منزلت است. دوباتن برای اولین بار در بین خانواده‌های ثروتمند آمریکایی متوجه این پدیده شد. آمریکایی‌ها سبک زندگیِ پر هزینه‌ای داشتند که بیشتر برای ترغیب حس حسادت همسایگان بود. آمریکایی‌ها همچنین شاهد رویهٔ مشهور بودن به صرف مشهور بودن هم بوده‌اند. باتن حتی با لس براون، سخنران انگیزشی آمریکایی، ملاقات کرد تا از چندوچون گفتار انگیزشی اطلاع پیدا کند. او نتیجه گرفت سخنرانان انگیزشی سخنرانی‌هایشان را به منظور ایجاد اضطراب در افراد انجام می‌دهند. سخنرانی انگیزشی مبتنی بر این واقعیت است که «هیچ‌کس مطابق با پتانسیل واقعی خود عمل نمی‌کند و همه افراد توانایی پیشرفت دارند.». دوباتن این مهم را به چالش کشیده و این پرسش را مطرح می‌کند که «در مورد کسانی که می‌خواهند به موفقیت برسند اما از فرصت‌های لازم برخوردار نیستند چه می‌کنید؟»

علل و راه‌حل

دوباتن علل و راه حل‌های اضطراب منزلت را به شرح زیر بیان می‌کند:

علل: بی مهری، شایسته سالاری، دلهره، وابستگی و انتظار

راه حل‌ها: فلسفه، هنر، سیاست، دین و بوهمیسم

سلام علیکم

الان رفتم صبحانه و اومدم، یه قهوه دیروز مونده با آبجوش ولرم شده فلاکسی خوردم که اصلا ارضایم نکرد. شاید طبق نظریه هوبرمن بد هم نباشه. اینجوری دوپامین مغزم برمیگرده به بیسلاینش. از ارزوهام:

دوباره برگردم به کتاب خوندن و رسم پنجشنبه ها فیلم دیدن. کاش میشد یک قانون میگذاشتم: هر هفته یک کتاب. کوتاه. اما باشه. قانون سختیه. فعلا بیخیال.

فعلا تو دوره یک ماه نورخورشیدم. بعدش چیه؟ یادم نیست.

از دیگر آرزوهام: بتونم هر روز ورزش کنم. ایده الم چیه؟ شنبه دوشنبه چهارشنبه پیلاتس. یکشنبه ها شنا. سه شنبه پنجشنبه دویدن تو زون های مختلف. جمعه ها هم کوه. عاشق آزوهامم. البته الان فقط می تونم به این که پیلاتس رو حفظ کنم امیدوار باشم. دویدن که با این سرفه مقدور نیست. شنا و کوه هم خیلی زمان برن.

اوه خدایااااا دوستت دارم. کمکم کن. باشه؟

از آرزوهای دیگرم نماز خوندن شدنه. چمی دونم. شاید این ماه رمضون بجای روزه فوکوس کنم رو نماز خوندن. اینم بد چیزی نیستا.

31

آسیاب یا به عبارت درست‌تر آس[۱] وسیله‌ای بوده‌است که در گذشته برای خرد کردن دانه‌هایی مانند گندم از آن استفاده می‌شده‌است.

آسیاب دارای دو سنگ آسیاب است که یک سنگ ثابت و سنگ دیگر متحرک است. با حرکت سنگ دوم دانه‌هایی که توسط روزنی بین این دو سنگ هدایت شده‌اند، خرد می‌شوند. برای حرکت دادن سنگ متحرک از نیروی انسان، حیوانات، آب یا باد استفاده می‌شده‌است. به آسیاب‌هایی که برای حرکت از نیروی آب استفاده می‌کنند، آسیاب آبی و به آن‌هایی که از نیروی باد استفاده می‌کنند، آسیاب بادی گفته می‌شود.

سلام علیکم

امروز صبح هم شروع شد. خدایا شکرت. دیشب یازده رفتم بخوابم. نر و در ول کن نبودن. گفتم هندزفری بذارن که خودشون بیشتر شروع کردن به حرف زدن. مسلمه خوابم نمیرفت اما همین که بدنم داشت اروم میشد کافی بود. یهو چراغ خاموش شد و بعدش من یادم نیست. حالا کلاه هم می کشم سرم و گوشگیرم دارم ها. بگذریم. حالا من؟ صبح انقد اروم اومدم بیرون که بیدار نشن.

دیروز یک ساعت با مقاله ایمپکت یازده حرف زدم، چهل دقیقه هم با خواهری. آخرشم یادم رفت کاری که خواهری خواست انجام بدم. برای صبحانه رفتم یادم باشد انجام بدهم. ورزشمم رفتم. نمیدونم زینک اذیتم میکنه یا نه. صبح معده ام می سوخت. زودم بیدار شدم. فرض بگیریم بنده 11.5 خوابیده باشم، فکر کنم 6.5 از خواب پریدم اما تا هفت وقعی ننهادم. فرض بگیریم قرار باشد روزه بگیرم بیست روز دیگر، 5.5 اذان است. ما 5 هم که بخواهیم بیدار بشویم، ده باید بخوابم. بنابرین باید ساعت خوابم بیاید روی ده. من هنر کنم تا ده روز آینده یعنی ده اسفند که عروسی دختری است ساعت خوابم را روی یازده هم بیاورم هنر کنم. چقدر با خودم حرف میزنم. ساعت دارد هشت میشود. امروز ناهار همان قیمه اول هفته را می خورم. صبحانه عسل. شام هم؟ سالاد شیرازی با خیار با؟ ماکارونی. چقدر حرف زدم ها. خدا به وقتم برکت بدهد.

از 8-9 رایتینگ

9-9.5 صبحانه و پیاده روی

9.5-11.5 اسپیکینگ

11.5-12 قهوه و تلفن

12-2 تصحیح رایتنگ-کالوکیشن-گرامر

2-2.5 ناهار

2.5-3 قدم زدن و لیسنینگ یا ظرف شستن

3-3.5 دراز کشیدن

3.5-.4.5 اسپیکینگ

4.5-6.5 تز

6.5-7.5 حمام

7.5-8 شام

8-10.5 ریدینگ و جبران برنامه

امروز روز ویتامین دی هم هست.